ایلیا و ابراز عشق به مامانش ♥
دیشب ایلیا رو از دستشویی اوردم، داشتم شلوارشو پاش میکردم پیشونیم و بوس کرد ( همیشه این کار و میکنه )، یهو دیدم دست کشید به صورتم و گفت مامان چشات اَشَنگه ، لَبات اَشَنگه ، موهات اَشَنگه ... (چشات و لبات و موهات قشنگه). منو میگییییییییییییییییییییییییییییی اینقدر ذوق زده شدم که نگووووووووووووووووووو قربونت برم تنها عشق زندگیم ...





